احمد پارسا در ۲۰ تیر ۱۲۸۶ خورشیدی در تراران تفرش به دنیا آمد. وی تحصیلات ابتدایی خود را در دبستان هدایت تهران و دوره اول دبیرستان را در مدرسه آلیانس به پایان رساند. پس از اتمام دوره دوم متوسطه در دارالمعلمین متوسطه به تحصیل علوم طبیعی در دارالمعلمین عالی تهران و پس از آن دانشگاه رن و پوآتیه فرانسه پرداخت و پس از دریافت دکتری گیاه شناسی از فرانسه به ایران بازگشت.
پارسا در سال ۱۳۲۴ خورشیدی موزه علوم طبیعی را با بودجه وزارت فرهنگ وقت، که تأمینکننده بودجه دانشگاه تهران نیز محسوب میشد، در قسمتی از ساختمان بزرگ دبستان حکیم نظامی سابق (مقابل موزه ایران باستان) تأسیس کرد و گیاهان گردآوری شده را به منظور تأسیس «هربیه ملی» به آن موزه منتقل کرد و به این ترتیب «هرباریوم موزه علوم طبیعی ایران» را بنیان نهاد. در سال ۱۳۳۳ خورشیدی وزارت فرهنگ به سبب تفکیک بودجهاش از دانشگاه، بودجه این موزه را قطع کرد و درخواست تخلیه ساختمان را داد. هرباریوم و اشیای موزه به ناچار به ساختمان دانشکده علوم دانشگاه تهران منتقل شد. با مأموریت پارسا در سال ۱۳۳۵ به آمریکا، سرپرستی موزه به علی زرگری واگذار شد. در همان سال با تأسیس «مؤسسه مطالعات مناطق خشک» در دانشگاه تهران، گیاهان این موزه به این مؤسسه منتقل شد که در نهایت تاسف از آن سنگها و فسیلها دیگر اطلاعی در دست نیست و به این ترتیب «هرباریوم موزه علوم طبیعی» از میان رفت. زرگری مسئولیت هرباریوم مؤسسه مطالعات مناطق خشک را تا سال ۱۳۴۰ به عهده داشت. با انحلال این مؤسسه، گیاهان هرباریوم آن به دانشسرای عالی منتقل شد و پس از آن گلگلاب این نمونهها را در سال ۱۳۴۱ به دانشکده داروسازی منتقل کرد.
پارسا در نامهای که در دهم اردیبهشت ۱۳۷۳ به احمد قهرمان نوشته بود، تاسف خود را از تعطیلی موزه تاریخ طبیعی چنین آوردهاست: «… من از سرنوشت موزه تاریخ طبیعی خودم بسیار ناراحتم. آن کلکسیون معظم زمینشناسی (فسیل و سنگ) و جانورشناسی و گیاهشناسی چه شد؟ من از هر گونه گیاهان ایرانی یکی یا چند تا داشتم که در «کپو» به دقت نامگذاری کرده بودم. گویا سرنوشت همه کلکسیونها را به دست و عهده چند نفر بیاطلاع و مغرض داده بودند.»
احمد پارسا در فاصله سالهای ۱۳۲۱ تا ۱۳۲۹ شمسی نخستین فلور مستقل ایران را با نام فلور «دولیران» را در ۵ جلد و بیش از ۷۰۰۰ صفحه به زبان فرانسه تألیف کرد که این کتاب از سوی وزارت فرهنگ آن زمان منتشر شد.
کار تألیف این کتاب با امکانات آن زمان، کاری بسیار سخت بود و در حالی انجام شد که بسیاری از فلورهای کشور ما را خارجیها مینوشتند. حتی پیش از آن نیز اتریشیها و آلمانیها فلور ایران را جمعآوری میکردند. به این صورت که گونههای گیاهی ایران از طریق تاجران اروپایی به این کشورها منتقل میشد و از موزههای این کشورها سر درمیآورد. وی زمانی به تنهایی به این کار پرداخت که نه در دانشگاه تهران که تنها دانشگاه تازه تأسیس آن زمان بود و نه در هیچ جای ایران، هرباریوم، کتابخانه تخصصی، امکانات پژوهشی و متخصصین کارآزموده برای این کار وجود نداشت. پارسا به ناچار برای انجام تحقیقات خود از منابع گیاهشناختی خارجی به ویژه «فلورا ارینتالیس بواسیه» و نوشتههای دانشمندان و جهانگردان اروپایی بهره گرفت و نه تنها به مطالعه و تحقیق منابع خارجی پرداخت، بلکه به شروع گردآوری نمونههای جدید فلور ایران کرد و برای انجام این کار، تمامی گیاهان ایران را جمعآوری و کد گذاری کرد. او نخستین مرحله پژوهشی خود را پس از اخذ دکترای گیاهشناسی و بازگشت به ایران به جمعآوری نمونههای گیاهی زادگاهش تفرش اختصاص داد و پس از آن نمونههای دیگر نقاط ایران را نیز جمعآوری کرد. او به مطالعه و تحقیق منابع خارجی اکتفا نکرد بلکه به تنهایی و پس از مدتی با کمک دانشجویان و همکاران ایرانی خود، به گردآوری نمونههای جدیدی از فلور ایران پرداخت.
وی همچنین مقالات بسیاری در مورد فلور ایران در مجلات بینالمللی به خصوص در نشریه علمی گیاهشناسی کیو (چاپ لندن) منتشر کردهاست.
سرانجام پدر گیاه شناسی ایران در خرداد ۱۳۷۶ خورشیدی در ۹۰ سالگی و در حالی که هنوز به حرفه اش، سرزمینش و آثارش عشق می ورزید، با طبیعت و هر آنچه داشت وداع کرد و چشم از جهان فروبست.